بنام خدایی که خالق همه هستی است
سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان و رفقای گرامی
سلام خدمت هم ولایتی های دوست داشتی که گاه و بیگاه رفع دلتنگی می کنند.
چند وقتی بود که حال و هوای خوبی نداشتم. سرگرم کارهای شخصی بودم و بازنشسته که شدم یه مقدار از این دسترسی دور شدم. درگیر دلنوشته و کتاب بود که به لطف خدا تمام شد.
من خدایی دارم که در تنهایی هایم خیلی زیاد آن هم عاشقانه هوایم را دارد. به من روز و روز گار را بی نهایت سخت می گیرد تا محکم باشم در قبال همه مشکلات زندگی.تا حواسم به خودم خیلی بیشتر باشد.خیلی وقت ها که رهایم کرده از خودم خیلی فاصله گرفتم و فهمیدم که یه جایی از کارم اشکال داشته است. اما دلتنگی های بی پایانم باعث می شد که حواسم به خودم بیشتر باشد. روزگار مرا به جایی هدایت کرد که باید ساخت و با سرنوشت کنارآمد.
یادمان باشد که از زخم هایی که روزگار برتنمان خراش می اندازد هیچگاه گله نکنیم؟ البته باید زخم ها درمان شوند تا بتوانی به زندگی ادامه دهیو باید جایش باقی بماند که هروقت دیدی جای زخمت را راهت را گم نکنی؟
و خدا در همین نزدیکی هاست خدا نگهدار
این وبلاگ پر از خاطراتی است که شاید برای هر خواننده ایی جذاب و خواندنی نباشد.