بنام خدايي كه جان ميدهد و ميستاند.
بي وفا دهر چه دارد خبر از عالم الفت
كه جدا مي كند از هم بهم آميختگان را
سلام خدمت همه دوستان و رفقا، سلام خدمت هم ولايتي هاي خاطره ساز..
مادرم ...عزيز دلم ....يادگار روزهاي خوشي ام ....!
زمان به وقت عاشقي ...به وقت ساعات وداع ناخواسته ....
روزهاي دلتنگي ام را به ياد همه خوبي ها و مهرباني هايت يك سال سپري كردم.
دلتنگي حال عجيبي است، داغ نيست، اما مي سوزاند.مادركه نداشته باشي هيچ كس نمي فهمد، توي دنيا چي بهت ميگذره.
مادرم ، عزيزم، عطر ياد تو در كوچه پس كوچه هاي خاطراتم درحال وزديدن است. از هرخاطره به خاطره اي ديگر سرك مي كشد. چون خوش است از عمق جان خويش نفس كشيدن در اين كوچه پس كوچه هاي خاطرات ! تا اينكه پر شوم از عطر خاطرات مادر و خالي شوم از غصه هاي سنگين و سمي دلتنگي هايم،با اينكه مادرم در كنارم نيست ولي هميشه وجودش را حس مي كنم، هر وقت دلتنگتر مي شوم شب ها به خواب مي آيد و آرامش را ارزاني ميكند، اما اينهمه بي قراري در وجودم از هجران مادر در اين يك سال هيچ كم نشد ، مادرنعمت بزرگي است، خدايا اين نعمت را از انسانها مگير!
معناي حسرت را وقتي فهميدم كه براي شاد كردن مادرم،به جاي خريد هديه ، فاتحه فرستادم!
دلتنگ شده ام !نمي دانم شايد براي تو،يا شايد براي ديروز هايي كه با تو گذشت، از اين جا صدايت مي كنم، تو آنجا مرا بغل كن! مادرم دلتنگ توام ..!
خدايا هيچ كس به وقت دلتنگي،جاي تن گرم مادرش،سنگ قبر سردش را بغل نگيرد!

امروز درست يكسال گذشت، در همين روز بود كه تلفني حرف زدم و قرار گذاشتم، شام را با هم خورديم، سرنوشت ديگر اجازه نداد صبحي با طلوع اش بيدار شوم و مادر را ببينم، به نيمه شب قبل از پايان روز تقدير همه چيز را برهم زد. كاش مي دانستم و خوب نگاهش مي كردم اما افسوس كه ديگر همه اين حرف ها فقط حسرت هايش باقي ماند.
مادرم روحت شاد و يادت گرامي
كسي كه گهواره ات را تكان داد، مي تواند با دعايش دنيايت را تكان دهد، مراقب گرانبهاترين الماس زندگيت باش، كه براي خوشبختي ات محتاج دعاي خيرش هستي، مادر ...مادر ... مادر ...
و خدا در همين نزديكي هاست خدا نگهدار
این وبلاگ پر از خاطراتی است که شاید برای هر خواننده ایی جذاب و خواندنی نباشد.